X
تاریخ انتشار: یکشنبه 23 تیر 1398
چرا دهه ها تورم؟ ریشه ها کجاست؟ 

  چرا دهه ها تورم؟ ریشه ها کجاست؟ 

مجید بابایی: در یادداشت اخیر جناب #دکتر_آخوندی با عنوان "برندگان و بازندگان تورم" سوالی مطرح شده با این مضمون که چرا این چرخه 50 ساله تورمی در دامان کشور جا خوش کرده است؟
امتیاز: Article Rating

معمولا وقتی صحبت از تورم می شود ناخودآگاه ذهن ما متوجه تغییرات در پایه پولی و حجم نقدینگی است. بانک مرکزی هم بر همین اساس سیاست های مالی و پولی خود را برای مهار رکود و تورم با اعمال سیاست های مالی و پولی و برخی مقررات سخت گیرانه نسبت به بانک ها تنظیم می کند. اما ریشه واقعی این ثبات تورمی و افزایش پایه پولی در کشور چیست؟ ثبات تورم بالا در کشور مثل این است که همواره بخش از منابع کشور بدلایلی تحلیل می رود, پنهان است یا در دسترس سیستم رسمی اقتصادی نیست. در نتیجه کشور توان پرداخت تمامی تعهداتش را ندارد و برای جبران کسری پیش آمده متوسل به افزایش پایه پولی و چاپ اسکناس بی پشتوانه می شود.

به نظرم دو مشکل بسیار جدی در این خصوص قابل توجه است:

اول ناکارآمدی ساختار حکمرانی کشور در  بازار پول و سرمایه است. از یک سو نظام  بانکی کشور در شکل رسمی اش آنقدر ناکارآمد و ناتوان در طراحی، اجرا و نظارت است که عملا می توان گفت کشور فاقد مدیریت متمرکز نهاد سیاستگذار مالی و پولی است. بی نظمی ساختاری در نظام بانکی به حدی جدی است که دم و دستگاه مواجب بگیر بانک مرکزی یا توان سیستماتیک برای اصلاح و نظارت بر آن را نداشته و یا خود نیز در برهه هایی تبدیل به بخشی از همان ساختار تورم زا شده است. عدم رعایت استانداردهای بانکی از سوی بانکهای دولتی و خصوصی, تخطی از مرز سپرده های قانونی و اضافه برداشت ها که روز به روز بدهی بانک ها به بانک مرکزی را افزایش می دهد. و اما در آن سو وضع پرداخت منابع در اختیار بانک ها به بازار و صنعت طور دیگری است. با جستجویی اندک متوجه می شویم حدود 100 نفر بخش اعظم بدهی به بانکهای کشور را در اختیار دارند که به نظر چیزی حدود 150 هزار میلیارد تومان است. و بدتر اینکه در اغلب موارد وثایق لازم هم اخذ نشده است. در سوی دیگر این کارزار تورمی موسسات مالی و اعتباری هستند که طی دو دهه اخیر قارچ گونه و بی هیچ الگو و نظارتی رشد کردند. آنقدر بی ظابطه که از اغلب آنها تحت عنوان موسسات غیر مجاز نام برده می شود. موسساتی که عملکردشان بسیار مرتبط با فجایع اقتصادی سالهای اخیر کشور بوده است. در هر کوی و خیابانی شعب این موسسات به اصطلاح غیر مجاز به چشم می خورد که سپرده های خرد و کلان را با قول پرداخت بهره های نجومی دریافت و در یک فرایند کاملا سیستماتیک؟! به باد هوا دادند. از مردم گرفتند، به وابستگان وام دادند و همان وام را دوباره در همان به اصطلاح بانک سپرده گذاری کردند. وقتی هم بخشی از این حباب فرو ریخت در ادامه دانه درشت ها با سفارش و ... منابع و سودهای کلانشان را بردند و حتی از کشور خارج کردند و سپرده های خرد مردم هم یا بر باد رفت و یا دولت از جیب همه ملت پرداخت کرد و کسری جدیدی به سایر کسری ها اضافه کرد. در این بخش داستان ناکارآمدی مفصل است که در این یادداشت نمی گنجد. در این سالها بانکها عملا بانک نبودند بلکه ساختار ناکارامد نظام بانکی کشور آنها را تبدیل به بنگاه های اقتصادی نمود که بی ضابطه با پول مردم هر چه خواستند بر سر اقتصاد کشور آوردند.

اما مشکل ریشه ای دوم هزینه بالای حاکمیت است. گفتم حاکمیت چون همه اش مربوط به اداره ناکارآمد و غیر بهره ور در بدنه دولت ها نیست. اقتصاد ایران به دلایلی بخش کارآمدی از زنجیره تامین جهانی نیست. همین امر هزینه تامین مواد و قطعات و ... را در مقایسه با دیگر اقتصادها بشدت بالا برده است. حالا این یا بدلیل تحریم هاست که چهار دهه است با اقتصاد ایران همراه است و یا حاصل ناکارآمدی ساختارهای بازرگانی داخلی کشور است. رانت خوارها و دلال ها که در جیب هر کدامشان صدها کارت بازرگانی و توصیه و مجوز و حواله و ... است، شده اند خوره اقتصاد کشور و هزینه دوچندان بر چرخه تولید تحمیل می کند. برخی اتاق های بازرگانی هم این وسط متاسفانه شده اند دبیرخانه صدرو مجوز دلالی و خرید و فروش مجوز برای گروه هایی که در بالا گفته شد و انچه که نمی کنند حمایت از بخش خصوصی واقعی است.

از طرف دیگر بخش قابل توجهی از منابع کشور هم صرف نهاد ها و سازمانهایی خارج از دولت می شود که عملکرد آنها تاکنون برای مردم شفاف نبوده است که چه می کنند و این همه دفتر و دستک و ساختمان و خدم و حشم, منافعش برای کشور تاکنون چه بوده است, تولیدی کرده اند یا اخلاقمان را ارتقاء داده اند؟

در مجموع به دلیل این ناکارآمدی ها در ساختار حکمرانی کشور است که همواره یک بخش قابل توجهی از منابع در اختیار جریان اقتصادی کشور نیست، گم می شود، قابل ردیابی نیست و نهایتا نمود آن را ما در قالب تورم، کاهش ارزش پول ملی، هزاران طرح و پروژه نیمه تمام عمرانی، افزایش بیکاری و رشد منفی اقتصادی می بینیم.

هر چند اقتصاددانان به درستی برای عبور از شرائط تورمی نسخه های رایجی نظیر سیاست های انقباضی را پیشنهاد می کنند اما این نسخه قادر نخواهد بود به این سوال پاسخ دهد که چرا تورم دهه هاست از این کشور رخت بر نمی بندد؟ به نظرم نسخه اقتصاددانان اشتباه نیست فقط اولویت اول نیست. 👈 اولویت اول کشور جراحی ساختار ناکارآمد حکمرانی است. اگر آن ساختار الگویی استاندارد و قابل بازیابی و کنترل به خود بگیرد آنگاه زمینه برای اجرای نسخه های منطبق بر بازار, عرضه و تقاضا و آنچه اقتصاددانان بدنبال ان هستند مهیا خواهد شد. 

برچسب ها: دیدگاه, اقتصاد
اشتراک گذاری
تصاویر
  • چرا دهه ها تورم؟ ریشه ها کجاست؟ 
ثبت امتیاز
نظرات
در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.
ارسال نظر جدید

نام

ایمیل

تصویر امنیتی
کد امنیتی را وارد نمایید:

تگ ها
تگ ها

درباره من

من عباس آخوندی شهروند ایرانم. به گواهی شناسنامه در 16خرداد1336 چشم به‌دنیا گشودم. خانواده‌ی من از دو سوی از روحانیان به‌نام بودند. پدرم شادروان شیخ علی آخوندی که نسب به آخوندی‌های یزد می‌برد، زاده‌ی مشهد و روحانی مجتهد و از ناشران به‌نام کتاب در حوزه‌ی دین بود. البته که خاندان آخوندی در حوزه‌ی نشر ریشه‌ای دیرینه دارند و چندین نسل بدین حرفه مشغول بوده‌اند و هنوز هم تعدادی از آنان هستند. مادرم کبری امینی زاده‌ی تبریز اولین فرزند مرحوم علامه امینی (ره) بود. گفتن از امینی جایی در این خود‌نگاشت ندارد. ادامه مطلب...