X
تاریخ انتشار: پنجشنبه 26 دی 1398
کژتابی مفهومی نظارت و جدالِ تمام ناشدنی آن 

  کژتابی مفهومی نظارت و جدالِ تمام ناشدنی آن 

عباس آخوندی: مطلبی را تحت عنوان "سوء تفاهمی به نام نظارت بر انتخابات" در دست نوشتن دارم که اگر عمری بود و توفیق داشتم آن را به‌زودی انتشار خواهم داد.
امتیاز: Article Rating

در مطالعات مقدماتی به مقاله‌ای با عنوان "کژتابی مفهومی نظارت در نظام حقوقی ایران" برخورد کردم. آن را بسیار غنی و محققانه یافتم که از ساختار استدلالی و حقوقی استواری بهر‌ه‌مند است. از این رو اندیشیدم که بازنشر مستقل آن به فهم ریشه‌ی کژتابی موجود در امر نظارت بر انتخابات که موجب گسترش شکاف اجتماعی، سوءتفاهم ملی و فرسایش سرمایه‌ی اجتماعی جمهوری اسلامی شده کمک می‌کند.  

نویسندگان در این مقاله تلاش دارند که تقارنی بین مفهوم نظارت از یک سو و مفهوم مهار و کنترل از سوی دیگر برقرار کنند. آنان روی دیگر این سکّه را نیز می‌بینند و به تناسب، مقام ناظر و یا مهار و کنترل کننده را نیز موظف به پاسخگویی می‌دانند.

آنان به‌خوبی نشان می‌دهند که چگونه مقام ناظر در ایران با عنوان ناظر در انتخابات ورود کرده ولی؛ در عمل به سمت مهار و کنترل انتخابات روی می‌آورد. عنصر کنترل‌کننده و مهارگر برای رسیدن به مقصود خود، به‌ناچار دست به مداخله در اجرا می‌برد.

آنان بر این باورند که از منظر حقوقی، نوع پاسخگویی ناظر، دامنه و کیفیت آن به‌صورت بنیانی با پاسخگویی عنصر مهارگر و کنترل کننده متفاوت است. آنان هم‌چنین نشان می‌دهند که مفهوم نظارت در هر دو وجه آن در نظام حقوقی ایران دچار گنگی است. و این بحث را به‌خوبی می‌شکافند.

همین امر سبب شده که شورای نگهبان برای خود موقعیّتی مصون از پاسخگویی چه در مقام ناظر و چه در مقام کنترل‌گر و مهارکننده ایجاد کند. و در نتیجه‌ی آن، این موقعیّتِ آشوب در مقامِ مسؤولیّت‌پذیری را در نظام انتخاباتی ایران سبب شده و جدالی تمام ناشدنی را در ایران آفریده‌است.

اشتراک گذاری
تصاویر
  • کژتابی مفهومی نظارت و جدالِ تمام ناشدنی آن 
ثبت امتیاز
نظرات
در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.
ارسال نظر جدید

نام

ایمیل

تصویر امنیتی
کد امنیتی را وارد نمایید:

تگ ها
تگ ها

درباره من

من عباس آخوندی شهروند ایرانم. به گواهی شناسنامه در 16خرداد1336 چشم به‌دنیا گشودم. خانواده‌ی من از دو سوی از روحانیان به‌نام بودند. پدرم شادروان شیخ علی آخوندی که نسب به آخوندی‌های یزد می‌برد، زاده‌ی مشهد و روحانی مجتهد و از ناشران به‌نام کتاب در حوزه‌ی دین بود. البته که خاندان آخوندی در حوزه‌ی نشر ریشه‌ای دیرینه دارند و چندین نسل بدین حرفه مشغول بوده‌اند و هنوز هم تعدادی از آنان هستند. مادرم کبری امینی زاده‌ی تبریز اولین فرزند مرحوم علامه امینی (ره) بود. گفتن از امینی جایی در این خود‌نگاشت ندارد. ادامه مطلب...