X
تاریخ انتشار: جمعه 16 اسفند 1398
کرونا و ما: این ماجرا کجا تمام می‌شود؟

  کرونا و ما: این ماجرا کجا تمام می‌شود؟

ممکن است شما هم در این روزهایی که کرونا تبدیل به بزرگ‌ترین دغدغه‌ی زندگی‌مان شده، یک سوال ذهنتان را مشغول کرده باشد: سرانجام کرونا چه می‌شود؟
امتیاز: Article Rating

آیا باید شبیه فیلم‌ها و داستان‌های علمی‌تخیلی در انتظار پایان دنیا باشیم؟ یا وعده‌های سیاست‌مدارها را باور کنیم که می‌گویند به‌زودی بیماری را ریشه‌کن می‌کنیم؟ اصلا تا کی باید این همه مراقبت و قرنطینه را تحمل کنیم؟ اگر در این روزهای در خانه ماندن این سوالات به فکرتان رسیده، این مطلب را تا انتها بخوانید تا با هم تمامی احتمالات ممکن برای سرانجام کرونا -یا بهتر است بگوییم کووید ۱۹- را بررسی کنیم.

اولین احتمال: مهار کامل بیماری

این روزها زیاد می‌بینیم که مسئولین می‌گویند کرونا را شکست می‌دهیم و مصاحبه‌های زیادی هم با همین محتوا از صدا و سیما پخش می‌شود. احتمالا منظور بسیاری از این افراد از گفتن این جمله، همین احتمال مهار کامل ویروس باشد. اما چقدر این احتمال امکان‌پذیر است؟

برای پاسخ به این سوال باید ابتدا به سوال دیگری پاسخ داد: این ویروس چقدر مسری است؟ برای اندازه‌گیری مسری بودن یک ویروس باید عدد تکثیر پایه (R0) آن مشخص شود. این عدد نشان می‌دهد که هر فرد بیمار می‌تواند چند نفر را مبتلا کند.

در مورد  کووید ۱۹ هنوز نمی‌توان با قطعیت گفت که این عدد چند است، زیرا داده‌های کافی نداریم، اما برخی مطالعات این عدد را چیزی بین ۲ و ۴ تخمین می‌زنند. یعنی اگر اقدامات لازم برای مقابله با ویروس انجام نشود به خودی خود می‌تواند شیوع بسیار سریعی داشته باشد. برای درک بهتر این موضوع بیایید فرض کنیم که عدد تکثیر پایه‌ی این ویروس چیزی حدود ۲٫۶ باشد. در نتیجه اگر ابتدا ۵ نفر به این بیماری مبتلا شوند، بعد از ۵ چرخه حداکثر ۳۶۸ بیمار خواهیم داشت.

تعداد افراد مبتلا به کرونا بعد از یک تا ۵ چرخه، اگر در ابتدا ۵ نفر مبتلا باشند

در مقام مقایسه با بیماری‌هایی که کمتر مسری‌اند بیایید سری به آنفولانزای فصلی بزنیم. عدد تکثیر پایه برای این بیماری به طور میانگین ۱٫۳ است. در نگاه اول تفاوت R0 این بیماری با کووید ۱۹ چندان زیاد نیست، اما اگر فرض کنیم در ابتدا ۵ نفر به این بیماری مبتلا شوند، بعد از ۵ چرخه حداکثر ۴۵ بیمار خواهیم داشت.

تعداد افراد مبتلا به آنفولانزا بعد از یک تا ۵ چرخه، اگر در ابتدا ۵ نفر مبتلا باشند

البته اینکه یک بیماری از هر فرد به چند نفر منتقل شود عددی قطعی و ثابت نیست و به عوامل متعددی بستگی دارد. رعایت مسائل بهداشتی و مراقبتی می‌تواند این عدد را کاهش دهد. در واقع اگر بخواهیم جلوی شیوع یک بیماری را بگیریم باید سعی کنیم این عدد را به کمتر از ۰٫۵ برسانیم. برای مثال بیماری کشنده سارس که در سال ۲۰۰۳ شیوع یافت عدد تکثیر پایه‌ای بین ۲ تا ۵ داشت که البته با اقدامات متقابل شدید جهانی این عدد به ۰٫۴ کاهش یافت و سرانجام بیماری مهار شد.

آیا در رابطه با کرونا این اتفاق امکان‌پذیر است؟ در اینجا باید به عامل دیگری توجه کرد که می‌تواند در شیوع یک بیماری موثر باشد؛ بعد از اینکه یک فرد آلوده شد، چند روز طول می‌کشد تا علائم بیماری در او ظاهر شود؟ در واقع باید به این سوال پاسخ داد که دوره‌ی کمون بیماری چند روز است. زیرا با دانستن این موضوع راحت‌تر می‌توان مبتلایان را شناسایی و تحت مراقبت قرار داد و جلوی گسترش بیماری را گرفت. اما اگر دوره‌ی کمون بیماری بسیار کوتاه یا بسیار طولانی باشد، سخت‌تر می‌توان آن را کنترل کرد.

برخی بیماری‌ها مانند آنفولانزا دوره‌ی کمون کوتاه دو تا سه روزه دارند. در این دو سه روز بیمار می‌تواند بدون اینکه از بیماری‌اش اطلاع داشته باشد افراد دیگر را آلوده کند و همین موضوع قرنطینه کردن افراد آلوده به ویروس را سخت‌تر می‌کند؛ زیرا دقیقا نمی‌دانید چه افرادی به ویروس مبتلا شده‌اند. اما مثلا بیماری سارس دوره‌ی کمون ۵ روزه داشت. از طرفی تازه ۴ تا ۵ روز بعد از ظهور علائم، فرد مبتلا می‌توانست ویروس را به بقیه‌ی افراد منتقل کند. طبیعی است که مقابله با این بیماری و مهار آن بسیار راحت‌تر از بیماری آنفولانزا بود.

مطالعات فعلی دوره‌ی کمون بیماری کووید ۱۹ را ۲ تا ۱۴ روز تخمین می‌زنند و تب، سرفه‌های خشک و تنگی‌نفس از علائم این بیماری است. البته در بسیاری از موارد این بیماری درست شبیه سرماخوردگی بروز می‌کند، در نتیجه افراد با آن شبیه سرماخوردگی ساده برخورد می‌کنند و پس از مدتی نیز بهبود می‌یابند. در نتیجه ممکن است بدون اطلاع افراد زیادی را آلوده کنند. متاسفانه این احتمال نیز وجود دارد که افراد حتی در دوره‌ی کمون بیماری نیز بتوانند ناقل آن باشند.

با تمام این توضیحات آیا می‌توان کرونا را کاملا مهار کرد؟ اکثر دانشمندان این احتمال را بسیار کم می‌دانند. با توجه به عدد تکثیر پایه‌ی بالای بیماری، دوره‌ی کمون طولانی و اینکه احتمالا افراد در دوره‌ی کمون نیز می‌توانند ناقل بیماری باشند، مهار کامل این بیماری تقریبا غیرممکن است. چین پس از تشخیص این بیماری قرنطینه‌های بی‌سابقه‌ای را برقرار کرد تا جایی که عدد افراد قرنطینه‌شده به چیزی نزدیک ۱۰۰ میلیون نفر رسید، اما با این حال شاهد آن هستیم که ویروس -تا زمان نگارش این مطلب- به ۷۹ کشور رسیده و احتمالا به‌زودی همه‌گیر خواهد شد. مارک لیپستیک، استاد اپیدمیولوژی دانشگاه هاروارد، تخمین می‌زند که احتمالا امسال حدود ۴۰ تا ۷۰ درصد مردم جهان به این ویروس آلوده خواهند شد.

بنابراین چندان به مهار کامل این بیماری امیدوار نباشید.

احتمال دوم: کاهش میزبان مستعد

یکی دیگر از راه‌های پایان یافتن بیماری‌های همه‌گیر، این است که تعداد میزبانان مستعد ویروس به حد کافی کم شود.

در همه‌گیری جهانی آنفولانزای اسپانیایی سال ۱۹۱۸، بیش از ۵۰۰ میلیون نفر آلوده شدند و بین ۵۰ تا ۱۰۰ میلیون نفر از دنیا رفتند که اکثرشان سربازان حاضر در مناطق درگیر جنگ جهانی اول بودند. بعد از اتمام جنگ و متفرق شدن افراد و نیروهای درگیر، به علت کاهش تماس و ارتباط افراد با یکدیگر، میزان شیوع بیماری کاهش یافت. اما علت اصلی توقف شیوع بیماری چیز دیگری بود: افرادی که پس از ابتلا زنده می‌ماندند نسبت به آن مقاوم می‌شدند و بیماری دیگر نمی‌توانست مانند ابتدای کار از فردی به فرد دیگر منتقل شود.

اگر ویروس وارد بدن فردی شود، اما آن فرد نسبت به آن ویروس مقاوم باشد، حلقه‌ی انتقال بیماری شکسته می‌شود. دکتر جاشوا اپستین، استاد دانشگاه نیویورک، در این زمینه می‌گوید: «باید آن‌قدر تعداد افراد مبتلا شده و مقاوم شده نسبت به بیماری زیاد شود که برای حفظ زنجیره افراد کافی وجود نداشته باشد.»

اما این اتفاق چقدر طول می‌کشد؟ استاد ویروس‌شناسی دانشگاه نیو ساوت ولز استرالیا می‌گوید: «اکثر همه‌گیری‌های جهانی آنفولانزا بین دو تا سه سال طول می‌کشند. بعد از این مدت افراد مقاوم نسبت به بیماری آن‌قدر زیاد می‌شوند که شیوع بیماری فروکش می‌کند». البته این اتفاق به شرطی می‌افتد که مقاومت بدن نسبت به این بیماری همیشگی باشد. فعلا نمی‌توان به قطعیت درباره‌ی وضعیت کووید ۱۹ در این حوزه حرفی زد، اما حداقل ویروس‌های کرونای مشابهی که پیش از این ویروس شایع شده‌اند این ویژگی را ندارند. یعنی بدن بعد از مدتی مقاومتش نسبت به این بیماری‌ها را، مانند آنفولانزا، از دست می‌دهد و فرد دوباره احتمال ابتلا به آن را دارد؛ هرچند که معمولا در ابتلاهای بعد شدت بیماری کمتر خواهد بود.

و شرط دیگر رخ دادن چنین اتفاقی آن است که ویروس جهش نداشته باشد. خب، در حال حاضر نمی‌توان قضاوت قطعی در این باره داشت. با این حال از آنجا که ژنوم کرونای ۲۰۱۹ شباهت زیادی با ژنوم سارس دارد، و از آنجا که سارس سیستم اصلاح مولکولی‌ای داشت که نرخ جهش آن را کاهش می‌داد، به احتمال زیاد کرونای ۲۰۱۹ نیز همین‌طور است و جهش چندانی نخواهد داشت. تا به حال جهش خاصی در این ویروس گزارش نشده، ولی باز هم نمی‌‌توان مطمئن بود در آینده جهش نداشته باشد.

البته این را هم به یاد داشته باشید که هر تکاملی در ویروس کرونا احتمالا از کشندگی و شدت آن کم خواهد کرد. زیرا به قول مایکل فرزان، زیست‌شناس موسسه‌ی پژوهشی اسکریپس: «ویروس علاقه‌ای ندارد پیش از آنکه به فردی دیگر منتقلش کنید، شما را بکشد.» زیرا فرد مرده نمی‌تواند ویروس را منتقل کند و «فردی که به شدت مریض شده و در بستر افتاده» نیز نمی‌تواند به خوبی ویروس را به دیگران منتقل کند.

احتمال سوم: واکسن از راه می‌رسد

واکسن ویروس یا باکتری کشته یا ضعیف‌شده‌ای است که تزریق آن باعث می‌شود سیستم ایمنی بدن از آن ویروس حافظه‌ای پیدا کند و در صورت ابتلا آمادگی قبلی داشته و جلوی بیماری را بگیرد. این روزها خبرهای بسیاری در شبکه‌های اجتماعی دست به دست می‌شود که بله، واکسن ویروس کرونا ساخته شد یا مسئولی مصاحبه می‌کند و خبر از ساخت قریب‌الوقوع واکسن کرونا می‌دهد و… . اما در اکثر این موارد از عدم اطلاع مخاطبان سواستفاده می‌شود و اطلاعاتی ارائه می‌شود که از نظر علمی چندان دقیق نیستند.

واقعیت این است که روند ساخت واکسن بسیار زمان‌بر است. واکسن‌ها مانند سایر داروها پیش از تولید عمده باید مراحل آزمایشی بسیاری را پشت سر بگذارند که تأیید شود واقعا می‌توانند از مردم در برابر بیماری خاصی -به شکلی امن- محافظت کنند. برای مثال هنگام شیوع بیماری سارس در سال ۲۰۰۳ حدود ۲۰ ماه طول کشید تا دانشمندان بتوانند واکسنی را بسازند که آماده‌ی آزمایش‌های فاز یک ایمنی باشد. البته از آن زمان تاکنون علم پیشرفت زیادی کرده و دانشمندان توانسته‌اند زمان موردنیاز برای رسیدن به آزمایش‌های فاز یک را کاهش دهند، به شکلی که آنتونی فاوسی، رئیس بخش بیماری‌های عفونیِ موسسه‌ی ملی سلامت آمریکا، می‌گوید که گروهش موفق شده این زمان را به سه ماه کاهش داده و احتمالا در ماه آوریل می‌توانیم انتظار داشته باشیم این واکسن وارد فاز ۱ آزمایشی شود.

در نهایت اگر همه‌چیز به خوبی پیش برود، پیش‌بینی می‌شود برای اینکه واکسن به سطح قابل‌قبولی از بی‌خطری و تأثیر برسد، بین ۱۲ تا ۱۸ ماه زمان لازم باشد. که البته گرچه در نگاه مردم عادی زمان زیادی به نظر می‌رسد، اما اگر این اتفاق بیفتد در مقایسه با موارد مشابه تاریخی، شاهد شتاب و سرعتی بی‌سابقه در تولید و ساخت واکسن بوده‌ایم. هرچند که به قول ریچارد هچت، مدیر تیم توسعه‌ی واکسن «در حال حاضر ارائه‌ی بازه‌ی زمانی این‌چنینی بیشتر شبیه امید و آرزو است.»

حتی اگر پیش‌بینی دانشمندان درست از آب در بیاید، تولید انبوه واکسن و توزیع جهانی آن معضل پیش روی بعدی است. در نتیجه، زیاد امیدوار نباشید که به این زودی‌ها واکسن کرونا کشف شود و گول شایعات و عوام‌فریبی‌ها را نخورید. با این حال احتمالا ساخت واکسن موثرترین راهکار بلندمدت برای مقابله با این بیماری و کاهش مرگ و میرهای ناشی از آن خواهد بود.

اما شاید در زمینه‌ی تولید واکسن، این بیماری درس خوبی برای کشورها داشته باشد. حقیقت این است که ساخت واکسن فرآیندی دشوار، پرهزینه و با ریسک بالاست. به خصوص که اگر استفاده‌کنندگان واکسن آسیبی ببینند پای شرکت‌های دارویی تولیدکننده به دادگاه باز شده و درگیر مسائل حقوقی سنگینی می‌شوند. به همین دلیل اکثر شرکت‌های بزرگ دارویی ترجیح می‌دهند به جای سرمایه‌گذاری روی واکسن‌ها، روی داروهای دیگر سرمایه‌گذاری کنند. به همین دلیل بود که بعد از مهار کامل ویروس سارس، مطالعات مربوط به ساخت واکسنش کاملا تعطیل شد و واکسنش هرگز به مرحله‌ی نهایی تولید نرسید؛ زیرا تولید این واکسن از نظر اقتصادی توجیهی نداشت. با این حال اگر آن مطالعات به دلیل «نداشتن توجیه اقتصادی» تعطیل نمی‌شد، ممکن بود اکنون در مقابله با کووید ۱۹ بسیار مجهزتر باشیم؛ زیرا ژنوم عامل این بیماری شباهت بسیاری به عامل بیماری سارس دارد.

اگر می‌خواهیم آماده‌ی اپیدمی‌هایی باشیم که قطعا در سال‌های آینده نیز رخ خواهند داد، شاید بهتر باشد رهبران کشورهای دنیا از تمرکز روی توسعه‌ی سلاح و تقویت نیروهای نظامی‌شان کاسته و روی مطالعات علمی این‌چنینی سرمایه‌گذاری کنند.

احتمال چهارم: با کرونا تا همیشه!

آخرین و محتمل‌ترین اتفاق این است: کرونا آمده که بماند. پیش از کووید ۱۹ چهار ویروس دیگر از خانواده‌ی ویروس‌های کرونا به انسان‌ها منتقل شده بودند. دوتایشان در دهه‌ی ۱۹۶۰ کشف شده و دوتای دیگر نیز بعد از شیوع سارس از حیوان به انسان منتقل شده‌اند و تقریبا هر ساله علت ۲۵ درصد سرماخوردگی‌ها هستند.

گرچه نمی‌توان چیزی را به شکل قطعی گفت، اما دانشمندان امیدوارند که شیوع کووید ۱۹ مانند سرماخوردگی، آنفولانزا و چهار ویروس کرونای دیگر در فصل‌های گرم سال فروکش کند. اما حتی اگر این فرضیه صحیح باشد، به خاطر نرخ بالای انتقال این ویروس از فردی به فردی دیگر، احتمال اینکه به کل ما را ترک کند چندان زیاد نیست و باید انتظار داشته باشیم به شکل «ویروس فصلی بد» دوباره سراغمان بیاید.

کرونا در ایران

چرا «بد»؟ نرخ مرگ و میر ناشی از کووید ۱۹ تا به امروز چیزی حدود ۲ درصد تخمین زده شده که گرچه نسبت به مرس (۳۵ درصد) و سارس (۱۰ درصد) نرخ کمتری است، اما اگر قرار باشد به شکل بیماری فصلی هر ساله برگردد باید آن را با بیماری فصلی‌ای مانند آنفولانزا مقایسه کنید که نرخ مرگ و میرش تنها ۰٫۱ درصد است؛ آنفولانزا فقط در آمریکا سالانه ۲۰۰ هزار نفر را راهی بیمارستان می‌کند و جان ۳۵ هزار نفر را می‌گیرد و در واقع پرکشته‌ترین ویروس تاریخ است. شاید حالا تصور بهتری از میزان بالای مرگ و میر کرونا پیدا کرده باشید! تصور کنید ۵۰ درصد مردم دنیا در نهایت به این بیماری مبتلا بشوند. با توجه به نرخ ۲ درصدی مرگ و میر ۸۰ میلیون نفر در سراسر دنیا خواهند مرد! برای مقایسه خوب است بدانید که در جنگ جهانی دوم حدود ۷۷ میلیون نفر جان خودشان را از دست دادند.

با این حال احتمالا نرخ مرگ و میر کویید ۱۹ بسیار کمتر از ۲ درصد است، زیرا بسیاری از مواردی که به این ویروس آلوده شده‌اند علائم بیماری بروز نداده‌اند و آن‌هایی که به بیماری‌های خفیف مبتلا شده‌اند برای درمان مراجعه نکرده‌اند و در آمارها لحاظ نشده‌اند. ضمن اینکه احتمال دارد نرخ مرگ و میر در چین (که مرکز شیوع بوده) با توجه به پر شدن تخت‌های بیمارستانی و فشار زیاد روی سیستم درمانی از نرخ واقعی بالاتر رفته باشد. باید منتظر شناسایی موارد بیشتر باشیم تا نرخ واقعی مرگ و میر این بیماری مشخص شود. البته طبیعی است که کشورهایی با سیستم سلامت و بهداشت ضعیف‌تر، نرخ مرگ و میر بالاتری داشته باشند.

بنابراین احتمالا باید به کرونا عادت کنیم و قبول کنیم زین پس مهمان ناخوانده و نامیمون فصل‌های سرد سال خواهد بود.

بارقه‌ی امید

شاید برای شما هم این سوال پیش آمده باشد که اگر قرار باشد کرونا به شکل بیماری فصلی برگردد، پس هر سال باید در فصول سرد در خانه بمانیم و کار و زندگی را تعطیل کنیم؟ احتمالا نه.

با وجود اینکه گزارش‌هایی درباره‌ی ابتلای دوباره‌ی افراد به کرونا منتشر شده، اما نمی‌توان امکان ابتلای دوباره‌ی سریع را قطعی دانست. در دوره‌های بعدی بازگشت کرونا، از آنجا که افراد بیشتری -حداقل موقت- در برابر آن ایمن شده‌اند، میزان شیوعش کاهش پیدا می‌کند و زنجیره‌ی انتقال بیماری با اخلال روبه‌رو می‌شود. به همین دلیل است که موج اول ابتلا به بیماری بسیار بدتر از موج‌های بعدی آن خواهد بود. در ضمن از آنجا که این ویروس کاملا جدید است، در حال حاضر اطلاعات کافی نسبت به آن نداریم. با گذشت زمان دانشمندان اطلاعات‌شان از این بیماری بیشتر می‌شود، احتمالا واکسن از راه خواهد رسید و تجربه‌ی پزشکان و پرستاران در مواجهه با این بیماری بیش از گذشته می‌شود. تمام این عوامل باعث می‌شود در دوره‌های بازگشت بعدی بیماری تا این حد با مشکل مواجه نشویم.

از طرفی نباید با این فرض که احتمالا همه به این ویروس آلوده می‌شویم، توصیه‌های بهداشتی را نادیده بگیریم. حتی اگر قرار باشد همه‌ی ما آلوده شویم، رعایت نکات بهداشتی می‌تواند سرعت شیوع را کاهش دهد و این موضوع باعث می‌شود فشار روی نظام بهداشتی کشور کم شود. این مسأله در کشوری مثل ایران بیش از سایر کشورها اهمیت دارد. با کاهش فشار روی نظام بهداشتی کشور می‌توان امیدوار بود نرخ بهبود بالاتر رفته و نرخ مرگ و میر کاهش پیدا کند.

احتمالا بهترین کاری که این روزها از دستمان برمی‌آید این است که مراقب خود و اطرافیانمان باشیم، خطر بیماری را دست کم نگیریم (چون در این کشور فقط خودمان باید به فکر خودمان باشیم)، روحیه‌مان را حفظ کنیم و البته توصیه‌های V.Behdasht را هم رعایت کنیم.

پ.ن: این مطلب به کمک مطالب وب‌سایت‌های The Atlantic، The NewYork Times، India Times، The Conversation، LiveScince، Fortune و  Business Insider نوشته شده است.

https://www.youtube.com/watch?v=7YI2tOoVVpk

برچسب ها: دیدگاه, کرونا
اشتراک گذاری
تصاویر
  • کرونا و ما: این ماجرا کجا تمام می‌شود؟
ثبت امتیاز
نظرات
در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.
ارسال نظر جدید

نام

ایمیل

تصویر امنیتی
کد امنیتی را وارد نمایید:

تگ ها
تگ ها

درباره من

من عباس آخوندی شهروند ایرانم. به گواهی شناسنامه در 16خرداد1336 چشم به‌دنیا گشودم. خانواده‌ی من از دو سوی از روحانیان به‌نام بودند. پدرم شادروان شیخ علی آخوندی که نسب به آخوندی‌های یزد می‌برد، زاده‌ی مشهد و روحانی مجتهد و از ناشران به‌نام کتاب در حوزه‌ی دین بود. البته که خاندان آخوندی در حوزه‌ی نشر ریشه‌ای دیرینه دارند و چندین نسل بدین حرفه مشغول بوده‌اند و هنوز هم تعدادی از آنان هستند. مادرم کبری امینی زاده‌ی تبریز اولین فرزند مرحوم علامه امینی (ره) بود. گفتن از امینی جایی در این خود‌نگاشت ندارد. ادامه مطلب...