X
تاریخ انتشار: دوشنبه 24 دی 1397
مردم و توسعه به روایت دکتر محمود زند مقدم

  مردم و توسعه به روایت دکتر محمود زند مقدم

عباس آخوندی: این شانس را داشتم که در مراسم بزرگداشت دکتر محمود زند مقدم راوی حکایت بلوچ شرکت کنم.
امتیاز: Article Rating

محمود زند بزرگمردی است که از بیرون به بلوچستان نگاه کرده ولی موفق شده که به درونِ قوم راه‌یابد. لذا، وقتی او جزئیات سبک زندگی، اطوار و نظم اجتماعی این قوم ایرانی را بیان می‌کند همانند کسی است که با این فرهنگ زندگی کرده و به آن ایمان دارد. برای من این کتاب از آن جهت بسیار پُرارزش است که کسی در کسوت مدیربرنامه‌ریزیِ توسعه ماموریت می‌یابد ولی پیش از هرگونه تجویز طرح‌های تکنیکی اقدام به شناخت مردمی می‌کند که می‌خواهد توسعه را برایشان به ارمغان آورد. او می‌فهمد که توسعه بدون آنها بی‌معنی است. این تبلور نگاهِ انسان‌محور به توسعه‌است که در این روزگاران بسیار نادر است و اکثر فکر می‌کنند چون قدرت، پول و تکنیک در اختیار دارند می‌توانند بدون توجه به انسان‌ها بکوبند و بسازند. نتیجه‌اش هم میشود، برهم‌ریختن نظم اجتماعی، فاصله‌ی طبقاتی و اسکانِ غیرِرسمی!

ره‌آورد مطالعه زند در باره بلوچستان تاکید بر اقتصاد دریاپایه در این استان است. او به‌خوبی اهمیت دریای مکران را برای زندگی بلوچان درک کرده‌است. فراتر آنکه او به‌خوبی دریافته که بلوچستان نه تنها راهِ اتصال ایران به دریا که حلقه‌ی اتصال جغرافیای تمدن ایران‌شهری به دریاست. یک شاهراه اتصال 15کشور محصور درخشکی آسیای میانه و همسایگان به دریای آزاد همین بلوچستان است. از اینکه تمام تلاشی که برای توسعه بندرچابهار داشتم با یافته‌های ایشان همراستاست بسیار خشنودم.

تلاش محمود زند را در خلق اثر بزرگِ کتاب ۷ جلدی حکایت بلوچ باید حکایت همبستگی ملی ایرانیان دانست و از این بابت او را ستود. و آخر آنکه اثر حکایت بلوچ او تنها یک تک‌نگاری موفق نیست. این یک متن ادبی کم‌نظیری است که در روزگاران اخیر به تایید و تاکید بزرگانی چون جلالِ احمد، شاهرخ مسکوب و احمد اشرف کم‌تر همانندی دارد.

برچسب ها:
اشتراک گذاری
تصاویر
  • مردم و توسعه به روایت دکتر محمود زند مقدم
ثبت امتیاز
نظرات
در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.
ارسال نظر جدید

نام

ایمیل

تصویر امنیتی
کد امنیتی را وارد نمایید:

تگ ها
تگ ها

درباره من

من عباس آخوندی شهروند ایرانم. به گواهی شناسنامه در 16خرداد1336 چشم به‌دنیا گشودم. خانواده‌ی من از دو سوی از روحانیان به‌نام بودند. پدرم شادروان شیخ علی آخوندی که نسب به آخوندی‌های یزد می‌برد، زاده‌ی مشهد و روحانی مجتهد و از ناشران به‌نام کتاب در حوزه‌ی دین بود. البته که خاندان آخوندی در حوزه‌ی نشر ریشه‌ای دیرینه دارند و چندین نسل بدین حرفه مشغول بوده‌اند و هنوز هم تعدادی از آنان هستند. مادرم کبری امینی زاده‌ی تبریز اولین فرزند مرحوم علامه امینی (ره) بود. گفتن از امینی جایی در این خود‌نگاشت ندارد. ادامه مطلب...