X
تاریخ انتشار: یکشنبه 19 اسفند 1397
گزارش سفر به اصفهان

  گزارش سفر به اصفهان

عباس آخوندی: به دعوت اتحادیه انجمن‌های علمی دانشجویی معماری، مرمت و شهرسازی ایران و عزیزان دکتر مصطفی کیانی، رییس محترم دانشکده‌ی هنر اصفهان، دکتر محمد رضا قانعی، مدیر خانه صفوی و مهندس حجت‌الله غلامی، معاون محترم استانداری اصفهان به این شهر سفر کرده‌بودم. در یک روز می‌بایست در سه موقعیت سخنرانی می‌...
امتیاز: Article Rating

سخنرانی در دانشگاه هنر، در جمع استادان محترم و دانشجویان عزیز، آن هم در توحیدخانه و در یک مجموعه معماری اصیل بسیار ارزشمند بود. در باره "قابلیت زندگی و حرکت در بستر زمان و مکان" صحبت کردم و در خلال آن به بازخوانی اصول سیاست‌ها و برنامه‌های وزارت راه‌وشهرسازی در حوزه‌ی سیاست‌گذاری شهری و مسکن پرداختم.

بخش پرسش و پاسخ نیز طولانی شد. از نمایشگاه کار دانشجویان بازدید داشتم که در نوع خود بسیار ارزشمند بود. با توجه به وضعیت به‌هم‌ریخته شهرهای ایران، دستِ‌کم تا چند دهه، اصلی‌ترین مساله‌ی سیاست‌گذاری شهری ایران، بازآفرینی شهری خواهد بود. از این‌رو، پیشنهادم به استادان محترم این بود که با توجه به اهمیت موضوع و ابعاد مختلفِ اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و یا حتی سیاسی آن، موضوع را از یک پروژه به یک عنوانِ درسی مستقل ارتقا دهند.

از آن‌جا به مهیمان‌سرای شهرداری اصفهان رفتم و با تنی چند از اعضای محترم شورای شهر و هم‌چنین شهردار محترم اصفهان جناب آقای دکتر نوروزی ملاقات و گفتگو داشتم. خبرهای خوبی از رشد آمار پروانه‌های صادره داشتند و برنامه‌ی خوبی برای بازآفرینی شهری از جمله احیای محور پیاده و زندگیِ شب در محور چهارباغ داشتند. از پروژه بازدید کردم. تلاش داشتند از باقیمانده‌ی آثار تا جایی که ممکن است با حفظ اصالت، نگهداری و بهره‌برداری کنند.

از آن‌جا به کتابخانه مرکزی شهر اصفهان رفتم. جایی که آقای مهندس غلامی از تمام شهرداران محترم استان اصفهان و معاونان شهرسازی آنان و تنی چند از مدیران و کارشناسان مرکز استان دعوت کرده‌بود. موضوع صحبت من، بازآفرینی شهری و مدیریت شهری بود. سالن پُر بود. بحث من این بود که ماهیت بازآفرینی شهری یک برنامه‌ریزی اجتماعی است که تمام نهادهای مدنی و حکومتی مستقر در شهر باید در آن درگیر شوند. بنابراین، تقلیل آن به ساخت چند ساختمان انحراف از موضوع است.

دوم این‌که برای چند دهه این موضوع اصلی‌ترین برنامه مدیریت شهری اکثر شهرهای ایران خواهد بود و شهرداری‌ها باید در کانون آن قرار گیرند. لذا، تمام شهرداری‌های ایران برای اجرای این برنامه باید ساختارشان تغییر یابد و کسب آمادگی و صلاحیت کنند. و سوم اینکه بدون برنامه‌ی جامع اقدام مشترک (برجام) تمام عوامل شهر از جمله مدیران دستگاه‌های خدمت‌رسان و نهادی اجتماعی چون تشکل ساکنان و تسهیل‌گران میزان موفقیت محدود و یا حتی معکوس خواهد بود. جلسه گرم و گیرایی بود و چون جلسه قبل، پاسخ به پرسش‌های فراوان شهرداران و سایر حاضران بخش عمده‌ی نشست را شکل می‌داد.

از آن‌جا به خانه صفوی رفتم. یک خانه‌ با معماری اصیل، مکانی برای گردِهم‌آمدن شهروندان و شکل‌گیری شبکه‌های اجتماعی جدید با توجه به نیازهای زندگی مدرن و در محیطی که در و دیوارش یادآور هویت تاریخی و شبکه‌های فروریخته‌ی اجتماعی قدیمی بود. فضا بسیار دوست داشتنی و صمیمی بود. در بدو ورود، جوانی در حیاط مجموعه در پشت میزی نشسته بود و در خواست ایده‌ای داشت تا بدون فوت وقت نسبت به تهیه طرحی اولیه پیرامون آن اقدام کند. این نشان از اعتماد به نفس و نماد خلاقیت بود که از قضا، خانه‌ی صفوی برای آن سازماندهی شده‌است. فاصله‌ها بسیار نزدیک بود و گفتگوها بسیار گرم، زنده و بانشاط و رودررو صورت می‌گرفت.

در این نشست در باره‌ی تصویر ذهنی از شهر در قالب یک شبکه ابری از ارتباطات انسانی با توجه به فناوری اطلاعات و ارتباطات جدید صحبت کردم. بحث من این بود که در غیاب شبکه سلسله‌مراتبی ارتباطی گذشته، مفهوم بازآفرینی شبکه‌های اجتماعی با تکیه برهویت تاریخی و متناسب با زندگی مدرن چه می‌تواند باشد. عنوان سخنرانی‌ام "بازآفرینی شهری و شبکه‌های اجتماعی" بود. پس از آن هم سرپایی مدتی در جمع دوستان به گپ و گفت پرداختیم، از نمایشگاهی که چند معمار جوان از محیط و فضای ذهنی معماری جدید ایران تهیه کرده بودند باز دیدم کردم. ترکیب‌های اغراق‌آمیز قدیم و جدید و یا ایرانی و غیر ایرانی برای نشان‌دادن هویت ساخت نایافته معماریِ جدید ایران خلق کرده‌بودند که بسیار بدیع و دیدنی بودند. در نهایت عکسی هم به یادگار گرفتیم. سفر خوبی بود. فردای آن به نایین رفتم که گزارش آن را به‌طور جداگانه انتشار خواهم داد. انشاءالله ویدیوی هر سه سخنرانی را در روزهای آینده بر روی کانال قرار خواهم داد.

اشتراک گذاری
تصاویر
  • گزارش سفر به اصفهان
ثبت امتیاز
نظرات
در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.
ارسال نظر جدید

نام

ایمیل

تصویر امنیتی
کد امنیتی را وارد نمایید:

تگ ها
تگ ها

درباره من

من عباس آخوندی شهروند ایرانم. به گواهی شناسنامه در 16خرداد1336 چشم به‌دنیا گشودم. خانواده‌ی من از دو سوی از روحانیان به‌نام بودند. پدرم شادروان شیخ علی آخوندی که نسب به آخوندی‌های یزد می‌برد، زاده‌ی مشهد و روحانی مجتهد و از ناشران به‌نام کتاب در حوزه‌ی دین بود. البته که خاندان آخوندی در حوزه‌ی نشر ریشه‌ای دیرینه دارند و چندین نسل بدین حرفه مشغول بوده‌اند و هنوز هم تعدادی از آنان هستند. مادرم کبری امینی زاده‌ی تبریز اولین فرزند مرحوم علامه امینی (ره) بود. گفتن از امینی جایی در این خود‌نگاشت ندارد. ادامه مطلب...