X
تاریخ انتشار: پنجشنبه 02 خرداد 1398
صبح جمعه با جوانان

  صبح جمعه با جوانان

صبح جمعه گذشته با جوانان در سازمان جهک (جریان هم‌خوانی کتاب) بودم. قرارمان این بود که یادداشتهای من در باره ایران را بخوانند و سپس با هم به گفت‌وگو بنشینیم. تجربه جالبی بود. به همین نحو هم عمل شد.
امتیاز: Article Rating

بچه‌ها مطالب را خوانده بودند. صدرا از میان جوان‌ها بحث را شروع کرد و دریافتش را از نگاه من به مساله‌های ایران بیان کرد. می‌خواست بداند که آیا من با دریافت او هم‌راهی دارم و یا‌نه تا پس از آن پرسش‌های خود را طرح کند.

با او هم‌راهی کردم. به نکته‌های جالبی توجه کرده بود که برای من هم تازگی داشت. در تکمیل آن، نگاهم را به‌طور خلاصه در حدود  ده دقیقه در باره ایران در سه سطح معرفتی، ساختاری و نهادی بیان کردم. پس از آن جلسه پینگ‌پنگی شد و به سوال و جواب گذشت. جلسه ۲:۱۵ طول کشید و زود تمام شد.

برای رسیدن به یک دریافت مشترک از وضعیت و چرایی ناکارآمدی‌های جاری در ایران، خیلی بیش از این باید گفت‌وگو کنیم. البته گفت‌وگوی هدفدار و روشمند تا به نتیجه منجر شود. قرار شد باز هم در تیرماه هم‌دیگر رو ببینیم. برنامه‌‌ی سختی بود. من دوست داشتم.
از خانم اقدامی که برنامه هم‌خوانی را راهبری و جلسه را تدارک دیده بودند سپاس‌گزارم

برچسب ها: عباس آخوندی
اشتراک گذاری
تصاویر
  • صبح جمعه با جوانان
  • صبح جمعه با جوانان
ثبت امتیاز
نظرات
در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.
ارسال نظر جدید

نام

ایمیل

تصویر امنیتی
کد امنیتی را وارد نمایید:

تگ ها
تگ ها

درباره من

من عباس آخوندی شهروند ایرانم. به گواهی شناسنامه در 16خرداد1336 چشم به‌دنیا گشودم. خانواده‌ی من از دو سوی از روحانیان به‌نام بودند. پدرم شادروان شیخ علی آخوندی که نسب به آخوندی‌های یزد می‌برد، زاده‌ی مشهد و روحانی مجتهد و از ناشران به‌نام کتاب در حوزه‌ی دین بود. البته که خاندان آخوندی در حوزه‌ی نشر ریشه‌ای دیرینه دارند و چندین نسل بدین حرفه مشغول بوده‌اند و هنوز هم تعدادی از آنان هستند. مادرم کبری امینی زاده‌ی تبریز اولین فرزند مرحوم علامه امینی (ره) بود. گفتن از امینی جایی در این خود‌نگاشت ندارد. ادامه مطلب...